آن
شب جشن عروسی مهوش ص. و محمدرضا جابر ا. بود. قرار بود گوگوش
عزیز در این جشن شرکت داشته باشد و به اجرای برنامه
بپردازد. من و مژده راسخ منتظر ورود گوگوش بودیم و طبق
معمول پر از هیجان . گوگوش عزیز ساعت 10 شب وارد شد و پس
از دقایقی به اجرای برنامه پرداخت. برنامه تا
ساعت 11.5 ادامه یافت و پس از این که گوگوش عزیز چندعکس با
عروس و داماد انداخت مجلس را ترک کرد زیرا باید در کاباره
به اجرای برنامه می پرداخت.
من و
مژده مثل همیشه غمگین از رفتن گوگوش و شاد از دیدار
دوباره ی او بودیم. هیچ کدام از ما هرگز تصور نمی کردیم که
پدر عروس آینده ی گوگوش ، نوه ی عمه ی این عروس زیبا باشد.
گوگوش
عزیز ممنون به خاطر همه ی خاطرات خوب.
زری
عکسها و شرح واقعه : زری