|
نگاهی دیگر به کنسرت گوگوش در سن دیه گو
نویسنده : افسانه ر.
پس از مدتی انتظار بالاخره 9
سپتامبر فرا رسيد. سپری كردن ساعات آن روز تا شب به جرات می گويم که یکی از
دشوارترين كارها بود. اما شوق ديدار لحظه هايم را رنگی دیگر می بخشيد.
هنگامی كه به سالن سيمفونی هال
نزديك شدم با خيل جمعيتی مواجه شدم كه همه نگاهشان همسو بود و
قلبهايشان يكصدا. قدم به سالن گذاشتم. دقايق اول را محو زيبايی
سالن شدم . نمی توانستم باور كنم که بار دیگر در ميعادگاه حضور دارم و انتظار
او را می كشم.
بالاخره ملودی پر شكوه طلاق
نويد لحظه طلوع را داد و چند لحظه بعد صحنه غرق نور بود. شكوه آن لحظه در قالب كلام
نمی گنجد. چقدر با وقار و بی همتا بر آسمان صحنه می درخشيد. برنامه را با
درود و خوش آمد گويی و پوزش برای اندكی تاخير آغاز كرد و مثل هميشه شيرينی كلامش را
پيشكش حاضرين نمود. پس از لحظاتی باز هم ملودی پر شكوه طلاق كه اين بار صدای خوش
حنجره اش سازها را به رقابت دعوت می نمود تا زيباترين طنينشان را عرضه نمايند، اما
او مثل هميشه پيروزترين صدا بود.
در آهنگ اول آنقدر مات و مبهوت
حضورش بودم كه شروع و پايان آهنگ را درنيافتم. شوكه ی زيباييهايش و همصدا با فرياد
جمعيت بودم كه باز كلام شيوايش خاموشم كرد. گفت بی نفس شما نفس ندارم و با شما
زندگی می كنم. نمی دانم چگونه می تواند با اين همه هنر، چنين خاضعانه و فروتنانه
احساساتش را بيان كند. از لحن زيبايش به سادگی می شد در يافت كه او حتی بالای صحنه
نيز خود را هم سطح و در ميان دوستدارانش می داند.
در ترانه دوم بيتی يافتم كه شايد تمام احساسات آن شب مرا خلاصه
سازد:
تورو از صدای قلبم لحظه به لحظه شنيدم تورو حس كردم
تونبضم من تورو نفس كشيدم
ترانه های جديد اغلب ياد آور
روزهای قشنگی بود كه مژده حضور ونوید آزادی حنجره اش را می دادند و ترانه های قديمی
خاطرات خاك خورده آزادی در وطن را به خاطرم می آورد.
پس از اجرای اتاق من
نوبت به ترانه زيبای كمكم كن رسيد و باز من غرق اشك بودم ! در
هنگام اجرای ترانه ها تمام تلاشم بر آن بود تا حنجره ام را خاموش نگاه دارم تا كه
مبادا لحظه ای صدايش را كمتر بشنوم. پس از كمكم كن مدلی بسيار زيبايی اجرا شد كه
شايد بتوان نامش را رنگين كمان ترانه ناميد . ترانه هايی چون هجرت، دو پنجره ، باور
كن وحرف.
ديگر زمان و مكان را نمی
فهميدم. با اجرای هر ترانه با صدايش به خلسه می رفتم و با حركات زيبای او همچون
برگی كوچك سوار بر موج ترانه می شدم.
در هنگام اجرای آی مردم صدای
ضجه ی خسته ی هزاران هزار زن ايرانی به سادگی به گوش می رسيد ، مرهم زخم دل
را تسکین می داد ،آهوی عشق حس قشنگ اميدواری را به شادی و رقص مبدل می ساخت و با
آيريليق می شد با زبان مادری سفر كرد و همصدا با او درد جدايی را فرياد کشید.
فريادهای بی نظير مرداب جمعيت
را سرپا به تشويق وا داشت و پس از یک
Break
او با چهره و لباسی متفاوت بر صحنه حاضر شد و طنين زيبای ترانه هايش را به حاضرين
هديه نمود. گنجشکها، مخلوق، همسفر، من و تو، فريادهای بی پايان كوير و جاده.
در پايان هر چه بود
يكپارچه عشق، صد غزل شور و هنر جاودان.
به راستی بيان احساسات برای تك تك آن لحظات از
عهده من بر نمی آيد.
افسوس كه سه ساعت برای
آن همه هنر بسيار بسيار ناچيز است و كم. ولی :
با هيجانی دو صد چندان به هر
دو شب ترانه اش در LA می
شتابم تا نگاه و طنين پر مهرش را برای ساعاتی بيشتر مرهم دل زخم خورده ام نمايم.
افسانه
ر. ، سن دیه گو

Googoosh 's Concert
in
Los Angeles
October 7&8 , 2006 , Kodak Theatre
( 818 ) - 9080808
Buy your tickets here :
http://www.ticketmaster.com/artist/761750/?search_redirect=googoosh&tm_link=tm_header_search


|